.

نرگس حسینی نیا

چقدر شریک زندگی خود را می‌شناسید؟ راهی برای سنجش شناخت واقعی در رابطه؛

درک شریک زندگی برای داشتن یک رابطه‌ی رضایت‌بخش و پایدار ضروری است. بسیاری از زوج‌ها ممکن است فکر کنند که یکدیگر را به‌خوبی می‌شناسند، اما اغلب چیزهای بیشتری برای کشف وجود دارد. این مسیر نه‌تنها ارتباط شما را تقویت می‌کند، بلکه قدردانی و همدلی متقابل را نیز افزایش می‌دهد.

در این بخش، به سوالات و بینش‌های تأمل‌برانگیزی می‌پردازیم که برای آشکار کردن این موضوع طراحی شده‌اند که شما واقعاً چقدر شریک زندگی خود را می‌شناسید و او چقدر شما را می‌شناسد. با ما همراه شوید تا تأثیر غنی‌کننده‌ی شناخت عمیق‌تر و واقعی‌تر یکدیگر را کشف کنید.

منبع: انیستیتو گاتمن

ترجمه: دکتر نرگس حسینی نیا – زوج درمانگر

چرا شناخت شریک زندگی برای یک رابطه پایدار ضروری است؟

پرسیدن این سوال از خود که «چقدر شریک زندگی خود را می‌شناسید؟» می‌تواند هم روشنگر باشد و هم بخش مهمی از پرورش رابطه‌ی شما را تشکیل دهد. چه فکر کنید شریک زندگی خود را از درون و بیرون می‌شناسید و چه احساس کنید هنوز جای رشد وجود دارد، درک میزان واقعی این شناخت مستلزم بررسی جنبه‌های مختلف شخصیت و تجربیات شریک زندگی‌تان است.

آیا واقعاً شریک زندگی خود را می‌شناسید؟ پرسشی کلیدی در روابط عاطفی

درک این موضوع که چقدر یکدیگر را می‌شناسید، نیازمند توجه به فراتر از شناخت‌های معمول و روزمره است. این پرسش به شما کمک می‌کند رابطه‌ی خود را آگاهانه‌تر بررسی کنید و نقاط قوت و ضعف آن را بهتر بشناسید.

روش گاتمن و نقش شناخت متقابل در تقویت رابطه زوجین

روش گاتمن بر ایجاد یک پایه‌ی قوی از طریق ارتباط مؤثر و دانش متقابل تأکید دارد. ممکن است تعجب کنید که شریک زندگی شما چقدر در مورد شما می‌داند یا برعکس. فراتر از جزئیات سطحی، چقدر شریک زندگی‌تان را می‌شناسید؟

شناخت فراتر از جزئیات سطحی؛ دنیای درونی شریک زندگی

برای مثال، آیا بزرگ‌ترین رویاهای او، ترس‌هایش یا حتی خاطره‌ی مورد علاقه‌ی دوران کودکی‌اش را می‌دانید؟ این جنبه‌ها باید بخشی از دانسته‌های شما باشند، زیرا نحوه‌ی نگاه شریک زندگی‌تان به جهان را شکل می‌دهند.

چقدر من را می‌شناسی؟ سوالی ساده با پاسخ‌های عمیق

در هر رابطه‌ی صمیمانه‌ای، بسیار مهم است که به‌طور منظم از خود و شریک زندگی‌تان بپرسید: «چقدر همدیگر را می‌شناسیم؟» این سوال می‌تواند کمک کند کشف کنید آیا کسی که فکر می‌کنید به‌خوبی می‌شناسید، هنوز در برخی زمینه‌ها برایتان یک راز است یا نه.

گاهی وقتی می‌پرسید: «چقدر من را می‌شناسید؟» پاسخ می‌تواند متفاوت از انتظار شما باشد. آیا فکر می‌کردید شریک زندگی‌تان از کتاب مورد علاقه‌تان یا مکان خاص دوران کودکی‌تان که هنوز برایتان معنا دارد، خبر دارد؟ شاید رنگ یا آهنگ مورد علاقه‌ی شریک زندگی‌تان را بدانید، اما بینش‌های عمیق‌تر می‌تواند فرصتی برای رشد باشد.

سوالاتی که شناخت شما از شریک زندگی را عمیق‌تر می‌کنند

جوهره‌ی شناخت شریک زندگی در به اشتراک گذاشتن حقایق و پرس‌وجو درباره‌ی دنیای درونی اوست؛ فرایندی که به هر دوی شما اجازه می‌دهد از نظر احساسی به هم نزدیک‌تر شوید.

سوالاتی مانند: «اگر پول مسئله‌ای نبود، چه کاری انجام می‌دادی؟» یا «اگر می‌توانستی به هر جایی سفر کنی، کجا می‌رفتی؟» باید از عناصر اساسی در درک نحوه‌ی ارتباط شما با یکدیگر باشند.

گفت‌وگو، آسیب‌پذیری و رشد عاطفی در رابطه زوجین

آیا می‌توانید خنده‌ی شریک زندگی خود را در یک اتاق شلوغ تشخیص دهید؟ هرچه بیشتر در این مکالمات شرکت کنید، فضای بیشتری برای آسیب‌پذیری و گشودگی ایجاد می‌شود؛ عناصری که برای موفقیت رابطه حیاتی هستند.

اگر گاهی از خود می‌پرسید: «آیا من واقعاً شریک زندگی‌ام را آن‌طور که باید می‌شناسم؟» به یاد داشته باشید که همیشه امکان عمیق‌تر شدن وجود دارد. با استفاده از راهکارهایی مانند بازی‌ها یا گفت‌وگوهای هدفمند، شما و شریک زندگی‌تان می‌توانید به‌طور قابل توجهی میزان درک متقابل خود را افزایش دهید. با هر مکالمه‌ی معنادار، تاریخچه‌ی مشترک شما گسترش پیدا می‌کند و تکامل می‌یابد.

شناخت شریک زندگی؛ سفری مداوم و در حال تکامل

آیا از شروع چنین گفت‌وگوهایی الهام می‌گیرید؟ سفر شناخت شریک زندگی، مسیری پیوسته و در حال رشد است. مهم نیست که فکر می‌کنید شناخت فعلی شما چقدر خوب است؛ تلاشی که برای شناخت عمیق‌تر یکدیگر صرف می‌کنید، پیوندتان را مستحکم‌تر می‌کند.

چگونه شناخت عمیق‌تر، پیوند عاطفی زوج‌ها را تقویت می‌کند؟

آخرین باری که این بُعد از رابطه‌تان را بررسی کردید، چه چیزی کشف کردید؟ مکث کوتاهی برای ارزیابی این پرسش که «آیا شریک عاطفی تان را آن‌طور که باید می‌شناسید؟» می‌تواند زمینه‌هایی را که امکان رشد مشترک در آن‌ها وجود دارد، آشکار کند.

در یک رابطه، توانایی گفتنِ «بله، من شریک زندگی‌ام را درک می‌کنم و ابعاد درونی و بیرونی؛ علایق، احساسات، خشنودی ها و ناخشنودی های او را می شناسم» به غنای تجربه‌ی زندگی مشترک شما می‌افزاید.

نشانه‌های یک رابطه سالم | معیارهایی مهم برای داشتن رابطه پایدار

طبیعی است که در فراز و نشیب‌های آغاز یک رابطه غرق شوید، اما وقتی شروع به ساختن یک بنیان محکم می‌کنید، موارد ذیل نشانه‌های یک رابطه سالم و ماندگار هستند:

ترجمه و گردآوری: دکتر نرگس حسینی نیا

۱. احترام: هر دو می‌دانید احترام برای دیگری چه معنایی دارد

ایجاد مرزهای سالم همیشه به معنای کشیدن خط قرمز زمانی که اوضاع خراب می‌شود نیست. مرزها زمانی اهمیت پیدا می‌کنند که بدانیم عبور از آن‌ها می‌تواند سلامت روانی، هیجانی، جسمی یا ارزش‌های ما را نقض کند. در عین حال، مرزها به ما کمک می‌کنند سطحی از احترام متقابل ایجاد کنیم و بفهمیم چه چیزهایی برای هر دو نفر مهم است.

در یک رابطه سالم، شما برای یکدیگر فضا ایجاد می‌کنید، برای احساسات همدیگر جا باز می‌کنید و به پرورش و رشد سایر جنبه‌های زندگی نیز کمک می‌کنید. آگاهی از مرزهای شخصی خودتان هم اهمیت دارد. برای مثال، اگر شریک زندگی‌تان از یکی از دوستان شما خوشش نمی آید اما آن رابطه برای شما همچنان مهم باشد، این‌که او تلاش نکند مانع دیدار شما با آن دوست شود، نشانه خوبی است.

مرزهای سالم همچنین در فضای صمیمیت عاطفی یا روابط جنسی نیز وجود دارند. هیچ‌کس نباید هنگام تعامل در این فضا احساس فشار یا شرم داشته باشد.

۲. اعتماد متقابل: اعتمادی که در رابطه عاطفی به‌دست می‌آید

اگر توانسته‌اید بارهای عاطفی گذشته و نقاط کور روابط قبلی‌تان را پردازش کنید، احتمالاً وارد یک رابطه جدید می‌شوید در حالی که نسبت به اعتماد کردن، رویکردی خنثی‌تر دارید. از آن‌جا به بعد، یا به‌تدریج اعتماد شما بیشتر می‌شود یا با گذشت زمان، بی‌اعتمادی شکل می‌گیرد.

اعتماد از چیزهای کوچک شروع می‌شود؛ مثل سپردن احساسات‌تان به دیگری یا اجازه دادن به خودتان برای آسیب‌پذیر بودن در کنار او. این اعتماد می‌تواند در تصمیم‌های بزرگ زندگی نیز نمود پیدا کند؛ مانند انتخاب محل زندگی یا شکل دادن به آینده خانواده، تصمیم‌هایی که هر دو نفر را در نظر می‌گیرند و به نفع هر دو هستند.

نشانه یک رابطه سالم پس از پایان دوران ماه‌عسل این است که بدانید می‌توانید روی شریک‌تان حساب کنید، بدون آن‌که مدام از خود بپرسید آیا می‌شود به او اعتماد کرد یا نه. و در موضوع اعتماد، هیچ جایگزینی برای گذر زمان وجود ندارد.

۳. وقتی اوضاع سخت می‌شود، راهی برای ارتباط پیدا می‌کنید

داشتن رابطه در روزهای خوب نسبتاً آسان است، اما آنچه واقعاً یک رابطه را می‌سازد یا شما را به‌عنوان یک زوج به هم پیوند می‌دهد، عبور از سختی‌ها در کنار یکدیگر است. این یعنی یاد بگیرید احساسات خود را بیان کنید، گوش دادن فعال را تمرین کنید و حتی هنگام مشاجره نیز برای یافتن راه‌حل با هم همکاری داشته باشید. لازم نیست همیشه هم‌نظر باشید، اما می‌توانید همیشه با هم مهربان بمانید و در پی درک یکدیگر باشید. همین ویژگی است که یک رابطه سالم را از رابطه‌ای که احتمالاً دوام ندارد، متمایز می‌کند.

۴. در رابطه‌تان می‌پذیرید که گاهی با هم موافق نباشید

در بیشتر مواقع، هنگام بروز اختلاف، افراد می‌خواهند شنیده و درک شوند و در نهایت به راه‌حلی برسند که به نفع هر دو طرف باشد، بدون باقی ماندن کینه. با این حال، باز هم به موضوع اعتماد برمی‌گردیم؛ گاهی مخالفت داشتن هم بخشی سالم از رابطه است.

«اگر بتوانید با هم از مشکلات عبور کنید، اعتماد ساخته می‌شود و هرچه این اعتماد را با هم بسازید، قوی‌تر خواهید شد.» حتی زمانی که درباره یک مشکل، راه‌حل یا موضوعی روزمره اختلاف دارید، پیدا کردن راهی برای مصالحه، کلید اصلی است.

۵. می‌توانید یکدیگر را ببخشید

اگر فردی در کودکی دلبستگی ایمن نداشته باشد، ممکن است در مواجهه با مشکلات زودتر کینه به دل بگیرد و بخشش برایش دشوار باشد. با این حال، یادتان باشد هیچ رابطه‌ای کامل نیست و بخشش اغلب نشانه‌ای از عشق است.

اگر در رها کردن مشکلات یا بخشش برایتان دشوار است، درمان فردی می‌تواند به شناسایی محرک‌ها و ارائه راهبردهای مقابله‌ای کمک کند؛ راهبردهایی که هنگام بروز دوباره تعارض، قابل استفاده باشند.

۶. هر دو نفر به رابطه متعهد هستید

یکی از رایج‌ترین شکایت‌ها در روابط این است که یک نفر بیش از دیگری تلاش می‌کند. هیچ‌کس رابطه یک‌طرفه را دوست ندارد. اما چگونه می‌توان همه چیز را به‌طور متعادل تقسیم کرد یا حداقل با میزان تلاش هر فرد راحت بود؟ برای بررسی این موضوع می‌توانید یک «آزمون واقعیت» انجام دهید: از خود بپرسید آیا این احساس من واقعاً درست است؟ آیا واقعاً من بار بیشتری نسبت به طرف مقابل تحمل می‌کنم؟

راه دیگر، در میان گذاشتن نگرانی‌ها با شریک عاطفی است و دیدن این‌که آیا او حاضر است در صورت نیاز تلاش بیشتری کند یا خیر. به هر صورت، یک رابطه سالم احتمالاً فراز و نشیب خواهد داشت، به‌طوری که وقتی یکی از طرفین نمی‌تواند، طرف دیگر کمبودها را جبران کند و بالعکس.

۷. نسبت به یکدیگر مهربان هستید

مهربانی شاید بدیهی به نظر برسد، اما احتمالاً به اندازه‌ای که باید به آن توجه نمی‌کنیم. اما مهربانی در یک رابطه سالم دقیقاً چگونه است؟ «مهربانی یعنی احساس کنید در کنار طرف مقابل خود؛ امن، حمایت‌شده و در اولویت هستید. یعنی وقتی اشتباهی کردید عذرخواهی کنید. همچنین به معنای گوش‌دادن فعال، به شریک خود است

به این معنا که در هر لحظه می‌توانید به خودتان مراجعه کنید و خشم یا انتظارات خود را مدیریت کنید تا فضایی برای مهربانی ایجاد شود که ریشه در احترام متقابل دارد. همیشه این کار، کامل یا بدون نقص نخواهد بود، اما نیتِ مهربان ماندن، پایه‌ای محکم برای یک رابطه سالم ایجاد می‌کند.

۸. از کنار هم بودن لذت می‌برید و از اهداف یکدیگر حمایت می‌کنید

ممکن است علایق مشترک زیادی داشته باشید، اما زمانی که شریک عاطفی‌تان هدفی را دنبال می‌کند که نیاز به زمان و انرژی دارد، شما همچنان حمایتگر هستید و انعطاف نشان می‌دهید.

انجام کارها با هم و حمایت از رشد فردی یکدیگر دو جنبه مهم یک رابطه سالم هستند: اشتراک علایق، و ایجاد فضایی برای حمایت حتی زمانی که علایق کاملاً مشترک نیستند.

۹. در تصمیم‌گیری‌های مشترک عملکرد خوبی دارید

در یک رابطه سالم، تصمیم‌های مهم — مانند خریدهای بزرگ یا برنامه‌های اساسی — با مشورت انجام می‌شوند. شریک‌تان عضوی واقعی از تیم شماست؛ کسی که در شرایط خوب و سخت می‌توانید روی او حساب کنید.

۱۰. از سختی‌ها فرار نمی‌کنید

طرفین در یک رابطه سالم از گفت‌وگوهای دشوار اجتناب نمی‌کنند. آن‌ها مسائل را به‌طور مستقیم، اما همراه با مهربانی مطرح می‌کنند و احساسات خود را حتی در شرایط فشارزا بیان می‌کنند.

خودشناسی و بازنگری شخصی کمک می‌کند روابط سالم بمانند، زیرا همه ما نقاط حساس و آسیب‌پذیر خاص خود را داریم.

۱۱. با خودتان راحت هستید و هویت مستقلی دارید

یک نشانه دیگر در رابطه سالم این است که «توانایی نگاه به روابط و دوستی‌های گذشته و بازاندیشی درباره اینکه چه چیزهایی شما را عصبانی می‌کند، چه چیزهایی احساسات‌تان را جریحه‌دار می‌کند و چه چیزی باعث تعارض می‌شود، بسیار مهم است. می‌توانیم با آگاهی از این موارد، وقتی موضوعی پیش آمد، واقعاً مسئولیت آن را بپذیریم و بگوییم: «این برای من مسئله‌ای است، بگذار به تو توضیح دهم چرا این موضوع برای من اهمیت دارد’ و با هم روی آن کار کنیم.»

این موضوع فقط به مدیریت تعارض محدود نمی‌شود — شناخت خود به‌عنوان یک فرد مستقل و پیگیری اهداف و رویاهای شخصی نیز به همان اندازه اهمیت دارد، زیرا این امر به شما امکان می‌دهد دیدگاه خودمحورانه و عشق به خود را پرورش دهید، که به‌طور طبیعی رابطه شما را نیز تقویت می‌کند.

۱۲. حتی وقتی در بهترین حالت خود نیستید، با هم راحت هستید

در یک رابطه سالم می‌توانید بدون تظاهر، خود واقعی‌تان باشید. اجازه دادن به خود و دیگری برای کامل نبودن، سطح عمیق‌تری از صمیمیت و درک متقابل ایجاد می‌کند.

«برای لذت بردن از یک رابطه سالم، باید آماده باشیم آسیب‌پذیر باشیم و بخش‌هایی از خود را که نسبت به آن‌ها احساس عدم اطمینان داریم، با دیگری به اشتراک بگذاریم.»

آیا در یک رابطه سالم هستم؟

ارتباط کلید اصلی است، اما مهربانی هم همینطور است. بعضی‌ها می‌گویند وقتی در یک رابطه سالم هستید، همه‌چیز به‌راحتی پیش می‌رود. اما برخی دیگر معتقدند این‌طور نیست — بهترین روابط بلندمدت نیازمند تلاش زیاد، تعهد و پشتکار هستند.

ترجمه و تدوین: دکتر نرگس حسینی نیا

همه ما می‌توانیم بر سر این نکته توافق کنیم که هیچ رابطه‌ای بی‌نقص نیست و هر رابطه‌ای چالش‌های خاص خودش را دارد. اما شاید حقیقت این باشد که یک رابطه سالم زمانی شکل می‌گیرد که همه این عوامل در کنار عشق، احترام و حمایت متقابل بین دو نفر جمع شوند.

اما از کجا می‌توانید مطمئن شوید که واقعاً این موضوع حقیقت دارد؟ چه زمانی می‌توانید گارد خود را پایین بیاورید و با اطمینان خاطر احساس کنید که رابطه‌تان سالم است و در مسیر بلندمدت پیش می‌رود؟ روان‌شناسی عشق ممکن است کمی پیچیده باشد، اما لزوماً قرار نیست موضوعی سردرگم‌کننده باشد.

رابطه سالم چیست؟

در اصل، یک رابطه سالم بر پایه این موارد استوار است:

همدلی و مهربانی

قابل‌اعتماد بودن و تعهد

احترام متقابل به مرزها

توانایی همکاری به‌عنوان یک تیم

ارزش‌ها و اهداف مشترک

داشتن ارزش‌ها و اهداف مشترک شاید نقطه عطف بیشتر روابط باشد، چراکه درواقع زیربنای تقریباً هر کاری است که با هم انجام می‌دهید.

همچنین نیازهای هر فرد بر اساس تجربه‌های شخصی‌اش در گذر زمان تغییر می‌کنند. برای مثال، ممکن است برای فردی داشتن شریکی که به کارهای داوطلبانه و خدمات اجتماعی علاقه‌مند باشد اهمیت زیادی داشته باشد، در حالی‌که در روابط دیگر این موضوع چندان حیاتی نباشد. یا فردی که از یک خانواده صمیمی می‌آید و گردهمایی‌های خانوادگی در ایام تعطیلات را در اولویت قرار می‌دهد، ممکن است در برقراری رابطه با کسی که اهمیت خانواده را نادیده می‌گیرد با دشواری‌هایی روبه‌رو شود.

عوامل شکل گیری رابطه سالم

عوامل زیادی می‌توانند در شکل‌گیری یک رابطه سالم نقش داشته باشند و برخی از آن‌ها برای هرکدام از ما بسیار شخصی و منحصر به‌فرد هستند. نکته اصلی این است که سطح معقولی از قابل‌اعتماد بودن وجود داشته باشد و هر دو نفر احساس کنند طرف مقابل در هر مرحله از مسیر، آن‌ها را در اولویت قرار می‌دهد و به قول و قرارهایش پایبند است.

مسئله ناخوشایند این است که همه افراد همیشه نمی‌دانند آیا در یک رابطه سالم هستند یا نه. این موضوع به‌ویژه زمانی صادق است که فرد پیش‌تر درگیر روابط مشکل‌ساز بوده یا نتوانسته به‌خوبی نشانه‌های هشداردهنده را در رابطه تشخیص دهد.

رابطه‌ها گاهی می‌توانند آشنا، راحت یا حتی بهتر از رابطه‌های قبلی‌تان به نظر برسند، اما این الزاماً به معنای سالم بودن آن‌ها نیست. اگر پیشینه‌ای از روابط مشکل‌ساز داشته باشیم یا در کودکی دلبستگی ایمن شکل نگرفته باشد، ممکن است ناخودآگاه به‌سمت چیزهایی برویم که برایمان آشنا هستند، حتی اگر سالم نباشند. و درست همین‌جاست که باید مراقب باشیم.

این موضوع نیازمند سطحی از خودبازنگری پیش از شروع یک رابطه جدید است. اما حتی زمانی که مدتی با کسی در ارتباط بوده‌اید، سالم‌ترین روابط همچنان فضایی برای خودبازنگری باز می‌گذارند، بر پایه اشتباهاتی که هر دو در گذشته از آن‌ها آموخته‌اید بنا می‌شوند و به هر دو طرف اجازه می‌دهند در فضایی امن، سازنده و مفید با تعارض‌ها روبه‌رو شوند.

در هر رابطه‌ای زمان‌هایی وجود خواهد داشت که سخت و چالش‌برانگیز است، اما مهم این است که چگونه با آن برخورد می‌کنید. افراد در یک رابطه سالم باید به یکدیگر آرامش بدهند، تمایل به کار کردن و رشد مشترک داشته باشند و برای یکدیگر احترام قائل شوند.

تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS) چیست ؟

تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS) یکی از انواع روش های تحریک الکتریکی مغز( TES) است که جریان الکتریکی ضعیفی را به پوست سر منتقل می‌کند. معمولاً جریان ثابتی بین ۱ تا ۲ میلی‌آمپر اعمال می‌شود. tDCS با اعمال جریان مثبت (آندی) یا جریان منفی (کاتدی) از طریق الکترودها به یک ناحیه از سر کار می‌کند. در tDCS تغییرات فوری و پایدار در عملکرد مغز ایجاد می شود. موقعیت الکترودهای آند و کاتد روی سر برای تنظیم نحوه جریان یافتن جریان به مناطق خاص مغز استفاده می‌شود.

گردآودری: دنیا نهضت- روانشناس

اساس مداخله تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS)  در مغز چیست ؟

جریان منتقل شده به مغز توسط tDCS به اندازه کافی قوی نیست که پتانسیل عمل را در یک نورون ایجاد کند. در عوض، آستانه الگوی نورون‌های فعال را تغییر می‌دهد. انگار مغز به طور فعال سعی در انجام یا یادگیری چیزی دارد و tDCS برای تقویت این فعالیت، به کار می‌رود. در سطح سلولی، tDCS با تقویت انتقال سیناپسی بین نورون‌ها، با افزایش انعطاف‌پذیری سیناپسی که به نوبه خود، اساس سلولی یادگیری است، زمان شلیک نورونی را تغییر می‌دهد. tDCS اغلب با آموزش ترکیب می‌شود. آموزش به خودی خود باعث یادگیری (انعطاف‌پذیری سیناپسی) می‌شود و tDCS همزمان این اثرات را تقویت می‌کند (انعطاف‌پذیری سیناپسی را افزایش می‌دهد).

کاربردهای بالینی تحریک الکتریکی جریان مستقیم( tDCS ) چیست ؟

افسردگی، آفازی، اعتیاد، درد مزمن، میگرن، فیبرومیالژیا، توجه، توانبخشی حرکتی و …

 tDCS همچنین برای کاربردهای غیرپزشکی سلامت، به عنوان مثال برای یادگیری تسریع‌شده، تمرکز، آرامش، ارتقا عملکرد حرکتی و شناختی استفاده می شود.

روند یک جلسه درمانی از tDCS به چه شکل است؟

  • فرایند آماده‌سازی بیمار:  در ابتدا، بیمار به یک محیط آرام راهنمایی شده و بر صندلی راحتی می نشیند. سپس، نقاطی از پوست سر بیمار که طبق پروتکل باید مورد مداخله قرار گیرد به خوبی تمیز می‌شود تا الکترودها با کمترین میزان مقاومت به پوست سر بچسبند و جریان الکتریکی به بهترین نحو از پوست سر عبور کند.
  • چسباندن الکترودها به نقاط مورد نظر طبق پروتکل درمانی:  محل اتصال الکترودها بسته به نوع تحریک الکتریکی مغز و هدف درمان متفاوت است. برای مثال، در تحریک الکتریکی مستقیم مغز (tDCS)، کاتد و آنود معمولاً بر نواحی پیشانی و پشت سر متصل می شود.
  • تنظیم دستگاه میزان شدت و فرکانسجریان الکتریکی از روی دستگاه تنظیم می شود که این جریان معمولاً بین ۱ تا ۲ میلی‌آمپر است و مدت زمان جلسه معمولاً نباید بیشتر از ۲۰ تا نهایتا ۳۰ دقیقه شود.
  • آغاز روند تحریک مغز: جریان الکتریکی به آهستگی شروع می‌شود و ممکن است با حس سوزش و یا خارش در محل اتصال الکترود ها همراه باشد که معمولا به مرور کاهش می یابد.
  • اتمام جلسه: بعد از پایان یافتن زمان داده شده به دستگاه، جریان الکتریکی قطع می‌شود و درمانگر الکترودها را از پوست سر مراجع بر خواهد داشت.
  • پیگیری و ارزیابی:  بعد از جلسه tDCS ، پزشک یا درمانگر به ارزیابی وضعیت فرد می پردازند و تاثیرات جلسه Tdcs را بررسی میکنند.

تحریک الکتریکی فراجمجمه ای (TES) چیست؟

تحریک الکتریکی فراجمجمه‌ای (tES) روشی غیرتهاجمی برای تحریک مغز است که می‌تواند با اعمال یک جریان الکتریکی ضعیف به پوست سر، برای تغییر تحریک‌پذیری غشای یک نورون استفاده شود و بدین طریق برانگیختگی مغز را تنظیم کند.

به طور معمول، tES مستلزم آن است که درمانگر یک آند و یک کاتد را به پوست سر فرد متصل می کند، که در نتیجه جریان الکتریکی از آند به سمت کاتد جریان می‌یابد.

گردآوری و تدوین- دنیا نهضت

انواع رویکردهای رایج  tES  چیست؟

تحریک الکتریکی فراجمجمه ای (TES) بسته به نوع جریان عبوری از مغز ممکن است انواع مختلفی داشته باشد:

  • تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS)
  • تحریک جریان متناوب فراجمجمه‌ای (tACS)
  • تحریک نویز تصادفی فراجمجمه‌ای (tRNS)
  • تحریک الکتریکی با جریان پالسی (Tpcs )
  • تحریک الکتریکی جداره مغز ( CES)

تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS) می‌تواند برای کاهش احتمال پتانسیل‌های عمل – با قطب منفی کاتدی tDCS – یا افزایش احتمال پتانسیل‌های عمل – با قطب مثبت آندی tDCS – استفاده شود.

با تحریک جریان متناوب فراجمجمه‌ای (tACS)، جهت یا قطبیت جریان اعمال شده در یک فرکانس خاص و از پیش تعیین‌شده تغییر می‌کند تا بر تغییرات در تحریک‌پذیری (یا پتانسیل) غشا تأثیر بگذارد.

در تحریک نویز تصادفی فراجمجمه‌ای (tRNS)، جهت یا قطبیت جریان اعمال شده در فرکانس های رندوم و از پیش تعیین‌نشده تغییر می‌کند تا بر تغییرات در تحریک‌پذیری (یا پتانسیل) غشا تأثیر بگذارد.

در تحریک الکتریکی با جریان پالسی (Tpcs ) جریان الکتریکی به شکل پالس هایی به مغز فرد وارد می شود و در ارتقا عملکرد مانند یادگیری زبان جدید و یا مهارتی جدید موثر است.

تحریک الکتریکی جداره مغز ( CES)  روشی است که از طریق اتصال دو گیره بر گوش فرد جریان الکتریکی بسیار ضعیفی بر مغز وارد می شود و بهترین روش برای بهبود اختلالات خواب می باشد.

تحریک الکتریکی فراجمجمه ای ( TES ) چه عوارضی دارد ؟

تحریک الکتریکی فراجمجمه ای ( TES ) عوارض خاصی ندارد و تنها سوزش، خارش و یا قرمز شدن پوست در ناحیه اتصال الکترود به سر ممکن است مشاهده شود. در برخی بیمارن ممکن است احساس سرگیجه، سردرد خفیف و حالت تهوع ایجاد کند که در صورت وجود این علائم کوتاه مدت خواهد بود. همچنین اگر الکترود های دستگاه بر اساس پروتکل های درمانی نیاز باشد نزدیک چشم متصل شوند فرد ممکن است حین جلسه نوعی فلاش نور موقتی جلو چشمانش مشاهده کند که البته این مسئله طبیعی است و خطری ندارد.

البته به یادداشته باشید درصورت مراجعه به مرکزی که از تجهیزات مناسب استفاده نکنند و یا زمان جلسه و جریان دستگاه به درستی تنظیم نکنند ممکن است عوارض جانبی دیگری هم برایتان ایجاد شود.

تحریک الکتریکی فراجمجمه ای ( TES ) برای چه افرادی مناسب است ؟

این روش در جهت کمک به افرادی که با مشکلات زیر روبرو هستند کارآمد است .

  • وزوز گوش
  • اختلالات خواب
  • افسردگی هایی که به علت یک موقعیت استرس زا ایجاد شده باشد (‌ مانند طلاق، ورشکستگی و … )
  • اضطراب اجتماعی
  • مشکلات توجه
  • مشکلات حافظه
  • اختلالات یادگیری
  • درد مزمن
  • سکته مغزی ( آفازیا بروکا – آفازیا ورنیکه ) و …

تحریک الکتریکی فراجمجمه ای ( TES ) برای چه افرادی مناسب نیست؟

افراد مبتلا به صرع، زنان باردار ، افرادی که قلب شان باتری دارد، افرادی که مغز خود تراشه دارند، یا کاشت حلزون انجام داده اند و یا هر گونه فلز آهنی در بدن شان دارند ( برای مثال ایمپلنت هایی که دارای هسته آهن هستند) کیس های مناسبی برای درمان TES نیستند.

استفاده از تحریک الکتریکی مغز برای کودکان بالای ۸ سال بلامانع است.

کلام آخر

 به خاطر داشته باشید هنگام جلسات تحریک الکتریکی مغز بهتر است هرگونه زیورآلات از جمله گوشواره، پیرسینگ، گردنبند و گیره سر و … را در بیاورید.

واقعاً به چند جلسه نوروفیدبک ( Neurofeedback ) نیاز داریم؟

یکی از رایج‌ترین سوالاتی که افراد هنگام شروع آموزش نوروفیدبک ( Neurofeedback ) می‌پرسند این است: «برای دیدن نتایج به چند جلسه نیاز دارم؟» اگرچه داشتن یک پاسخ یکسان برای همه راحت است، اما حقیقت این است که تعداد جلسات نوروفیدبک ( Neurofeedback ) مورد نیاز از فردی به فرد دیگر متفاوت است. عواملی مانند ماهیت علائم شما، اهداف آموزش شما و نحوه واکنش مغز شما به این فرآیند، همگی بر جدول زمانی پیشرفت تأثیر می‌گذارند. بیایید نگاهی دقیق‌تر به نحوه پاسخ به این سوال بیندازیم.

تدوین و گردآوری: دنیا نهضت- روانشناس

قانون کلی: ثبات مهم است

بیشتر افراد پس از حدود ۱۰ تا ۲۰ جلسه نوروفیدبک ( Neurofeedback )، متوجه تغییرات معناداری می‌شوند. با این حال، برای بهبودهای طولانی‌تر و عمیق‌تر، بسیاری از افراد از ۳۰ تا ۴۰ جلسه یا بیشتر سود می‌برند. درست مانند تناسب اندام، آموزش مغز برای بازسازی الگوهای پایدار به زمان، تکرار و ثبات نیاز دارد.

نوروفیدبک ( Neurofeedback ) با تقویت فعالیت امواج مغزی سالم‌تر از طریق تمرین عمل می‌کند. با هر جلسه، مغز شما یاد می‌گیرد که خود را به طور مؤثرتری تنظیم کند. این فرآیند یادگیری به مرور زمان ایجاد می‌شود و هرچه جلسات شما منظم‌تر باشد – معمولاً دو تا سه بار در هفته – نتایج شما بهتر خواهد بود.

عواملی که بر تعداد جلسات تأثیر می‌گذارند

چندین عامل کلیدی تعیین می‌کنند که به چند جلسه نیاز دارید:

  • دلیل شما برای شروع نوروفیدبک ( Neurofeedback ): کسی که از نوروفیدبک ( Neurofeedback ) برای ارتقا عملکرد یا کاهش استرس استفاده می‌کند، ممکن است نتایج سریع‌تری نسبت به کسی که اضطراب طولانی‌مدت، ADHD یا تروما را مدیریت می‌کند، ببیند.
  • شدت و مدت علائم: الگوهای ریشه‌دارتر یا شرایط پیچیده‌تر مانند PTSD یا بی‌خوابی مزمن معمولاً به دوره آموزشی طولانی‌تری نیاز دارند.
  • پاسخگویی مغز شما: هر مغزی متفاوت است. برخی افراد به سرعت پاسخ می‌دهند، در حالی که برخی دیگر برای ایجاد تنظیم مطلوب به زمان بیشتری نیاز دارند.
  • سبک زندگی و پشتیبانی درمانی دیگر: خواب خوب، تغذیه، فعالیت بدنی و پشتیبانی درمانی خارج از نوروفیدبک ( Neurofeedback ) می‌تواند پیشرفت را تقویت و سرعت بخشد.

چه زمانی متوجه نتایج خواهید شد؟

اگرچه جدول زمانی هر فرد منحصر به فرد است، در اینجا یک تجزیه و تحلیل کلی از آنچه معمولاً انتظار می‌رود، آورده شده است:

  • بعد از ۵ تا ۱۰ جلسه: بسیاری از افراد شروع به احساس تغییرات ظریفی مانند بهبود خواب، کاهش اضطراب یا تمرکز دقیق‌تر می‌کنند.
  • بعد از ۱۵ تا ۲۰ جلسه: معمولاً بهبودهای مداوم‌تر و قابل توجه‌تری مانند تنظیم بهتر خلق و خو یا افزایش وضوح ذهنی ظاهر می‌شود.
  • بعد از ۳۰ تا ۴۰ جلسه: این جلسات به تثبیت الگوهای جدید امواج مغزی کمک می‌کنند و ثبات طولانی مدت را تضمین می‌کنند. برای بسیاری، این مرحله نشان‌دهنده یک تغییر قابل توجه در نحوه احساس و عملکرد روزانه آنهاست.

آیا می‌توانید وقتی احساس بهتری دارید، جلسات نوروفیدبک ( Neurofeedback ) را متوقف کنید؟

وقتی احساس بهتری پیدا کردید، وسوسه می‌شوید که نوروفیدبک ( Neurofeedback ) را متوقف کنید، اما تکمیل تعداد جلسات توصیه شده برای نتایج پایدار بسیار مهم است. آن را مانند فیزیوتراپی در نظر بگیرید. دستاوردهای اولیه دلگرم کننده هستند، اما آموزش مداوم به تقویت این تغییرات و کاهش احتمال بازگشت علائم کمک می‌کند.

پس از اتمام یک دوره کامل نوروفیدبک ( Neurofeedback )، برخی از افراد از جلسات “تقویت کننده” گاه به گاه برای حفظ پیشرفت خود، به ویژه در مواقع استرس یا تغییرات عمده زندگی، بهره می‌برند.

چه کسانی می‌توانند از نوروفیدبک بهره‌مند شوند؟

نوروفیدبک ( Neurofeedback )، یک تکنیک آموزش غیرتهاجمی مغز، به عنوان روشی ایمن و مؤثر برای افزایش عملکرد ذهنی، بهبود تنظیم عاطفی و رسیدگی به بیماری‌های مختلف عصبی محبوبیت پیدا کرده است. اما چه کسی واقعاً می‌تواند از نوروفیدبک ( Neurofeedback ) بهره‌مند شود؟

تدوین و گردآوری: دنیا نهضت- روانشناس

پاسخ در تمام گروه‌های سنی، از کودکان خردسال گرفته تا بزرگسالان مسن‌تر، گسترده است و برای طیف وسیعی از بیماری‌ها کاربرد دارد. بیایید نگاهی دقیق‌تر به این موضوع بیندازیم که هر گروه سنی چگونه می‌تواند از آموزش نوروفیدبک ( Neurofeedback ) بهره‌مند شود.

نوروفیدبک برای کودکان و نوجوانان

نوروفیدبک ( Neurofeedback ) به ویژه برای کودکان و نوجوانانی که با بیماری‌هایی مانند اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD)، اضطراب و ناتوانی‌های یادگیری دست و پنجه نرم می‌کنند، مؤثر است. مطالعات نشان داده‌اند که نوروفیدبک ( Neurofeedback ) می‌تواند با آموزش مغز آنها برای عملکرد به شیوه‌ای متعادل‌تر و کارآمدتر، به بهبود تمرکز، کنترل تکانه و تنظیم عاطفی در کودکان مبتلا به ADHD کمک کند.

علاوه بر این، کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (ASD) ممکن است از نوروفیدبک ( Neurofeedback ) بهره‌مند شوند زیرا به پردازش حسی، تنظیم عاطفی و تعاملات اجتماعی کمک می‌کند. نوروفیدبک ( Neurofeedback ) با ارتقاء تعادل بهتر امواج مغزی، می‌تواند به کاهش بیش‌فعالی، آشفتگی و اختلالات خواب در کودکانی که با چالش‌های عصبی-رشدی مواجه هستند، کمک کند.

نوروفیدبک برای بزرگسالان

برای بزرگسالان، نوروفیدبک ( Neurofeedback ) می‌تواند در مدیریت استرس، اضطراب، افسردگی و حتی عملکرد شناختی، انقلابی ایجاد کند. بسیاری از متخصصان، ورزشکاران و دانش‌آموزان برای افزایش تمرکز، حافظه و بهره‌وری به نوروفیدبک ( Neurofeedback ) روی می‌آورند. با بهینه‌سازی عملکرد مغز، افراد می‌توانند وضوح بیشتر، تصمیم‌گیری بهتر و افزایش تاب‌آوری عاطفی را تجربه کنند.

نوروفیدبک ( Neurofeedback ) همچنین برای افرادی که با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و اختلالات مرتبط با تروما دست و پنجه نرم می‌کنند، مفید است. نوروفیدبک ( Neurofeedback ) با کمک به مغز در تنظیم پاسخ‌های استرس بیش از حد فعال، به افراد اجازه می‌دهد تا احساسات را به طور مؤثرتری پردازش کنند، اضطراب را کاهش دهند و حس کنترل را دوباره به دست آورند.

نوروفیدبک برای سالمندان

پیری تغییرات شناختی طبیعی را به همراه دارد و نوروفیدبک ( Neurofeedback ) می‌تواند راهی پیشگیرانه برای حفظ تیزبینی ذهنی و جلوگیری از زوال شناختی باشد. سالمندانی که به دنبال افزایش حافظه، تمرکز و سلامت کلی مغز هستند، ممکن است نوروفیدبک ( Neurofeedback ) را در فعال و تاب‌آور نگه داشتن ذهن خود مفید بیابند.

علاوه بر این، نوروفیدبک ( Neurofeedback ) در کمک به افراد مبتلا به بیماری‌های عصبی مانند آلزایمر و پارکینسون نویدبخش بوده است. اگرچه نوروفیدبک ( Neurofeedback ) یک درمان نیست، اما می‌تواند به مدیریت علائمی مانند مه مغزی، عدم تعادل خلقی و اختلالات خواب کمک کند و به بهبود کیفیت زندگی کمک کند.

نوروفیدبک برای افراد مبتلا به بیماری‌های مزمن

افرادی که از میگرن مزمن، اختلالات خواب و حتی صرع رنج می‌برند، از طریق نوروفیدبک ( Neurofeedback ) تسکین یافته‌اند. با آموزش مغز برای تنظیم کارآمدتر خود، افراد اغلب علائم کمتری را تجربه می‌کنند و رفاه کلی آنها بهبود می‌یابد.

آیا نوروفیدبک ( Neurofeedback ) برای شما مناسب است؟

از آنجایی که نوروفیدبک ( Neurofeedback ) یک آموزش بدون دارو و غیرتهاجمی است، گزینه مناسبی برای بسیاری از افرادی است که به دنبال راه‌های طبیعی برای افزایش عملکرد مغز هستند. چه کودکی مبتلا به ADHD باشید، چه متخصصی که به دنبال افزایش تمرکز است، یا سالمندی که می‌خواهد سلامت شناختی خود را حفظ کند، نوروفیدبک ( Neurofeedback ) مزایای شخصی‌سازی شده‌ای را برای همه گروه‌های سنی ارائه می‌دهد.

در اولین جلسه نوروفیدبک (neurofeedback) چه می گذرد؟

شروع درمان نوروفیدبک (neurofeedback) می‌تواند گامی هیجان‌انگیز در جهت بهبود سلامت روان، تمرکز و تنظیم احساسات شما باشد. اگر در نوروفیدبک (neurofeedback) تازه‌کار هستید، ممکن است از خود بپرسید که این تجربه چگونه خواهد بود؟! درک آنچه در اولین جلسه انتظار دارید می‌تواند به کاهش هرگونه نگرانی کمک کند و شما را برای شروعی مثبت و پربار در سفر آموزش مغزتان آماده کند.

تدوین و گردآوری: دنیا نهضت

نوروفیدبک (neurofeedback) چیست؟

قبل از شروع جلسه، مفید است که بدانید نوروفیدبک (neurofeedback) چیست. نوروفیدبک (neurofeedback)، که بیوفیدبک EEG نیز نامیده می‌شود، یک تکنیک غیرتهاجمی است که با ارائه بازخورد در زمان واقعی از فعالیت امواج مغزی، مغز شما را برای خودتنظیمی آموزش می‌دهد. هدف، تشویق الگوهای سالم‌تر مغز است که تمرکز را بهبود می‌بخشد، اضطراب را کاهش می‌دهد، خواب را بهبود می‌بخشد و تعادل کلی روان را ارتقا می‌دهد.

مشاوره و ارزیابی اولیه

اولین قرار ملاقات نوروفیدبک (neurofeedback) شما معمولاً با یک مشاوره آغاز می‌شود. در طول این مکالمه، درمانگر شما در مورد سابقه پزشکی، نگرانی‌های سلامت روان، سبک زندگی و اهداف خاص شما برای آموزش نوروفیدبک (neurofeedback) سؤال خواهد کرد. این مرحله به تنظیم جلسات با فعالیت منحصر به فرد مغز و نیازهای شخصی شما کمک می‌کند.

آشنایی با تجهیزات

پس از اتمام ارزیابی، به بخش آموزش خواهید رفت. در طول جلسات نوروفیدبک (neurofeedback)، حسگرهای کوچک و بدون درد با استفاده از ژل یا چسب رسانا روی پوست سر شما قرار می‌گیرند. این حسگرها سیگنال‌های الکتریکی را از مغز شما دریافت می‌کنند و به سیستم اجازه می‌دهند فعالیت امواج مغزی شما را در زمان واقعی کنترل کند.

شما معمولاً به راحتی روی یک صندلی روبروی صفحه کامپیوتر یا تلویزیون می‌نشینید. این جلسه اغلب مانند تماشای فیلم، گوش دادن به موسیقی یا انجام یک بازی ویدیویی ساده است. چیزی که آن را خاص می‌کند این است که تصاویر و صداهایی که تجربه می‌کنید مستقیماً تحت تأثیر فعالیت مغز شما قرار می‌گیرند.

نحوه عملکرد جلسه نوروفیدبک (neurofeedback)

همانطور که تماشا می‌کنید یا گوش می‌دهید، سیستم نوروفیدبک (neurofeedback) به طور مداوم امواج مغزی شما را رصد می‌کند. وقتی مغز شما الگوهای مورد نظر، مانند الگوهای مرتبط با آرامش یا تمرکز را تولید می‌کند، از طریق تصاویر واضح‌تر، صداهای بلندتر یا انیمیشن‌های پاداش‌دهنده، بازخورد مثبت دریافت خواهید کرد. اگر مغز شما به حالت‌های نامطلوب‌تری برود، بازخورد تغییر می‌کند یا کم‌نور می‌شود و به آرامی مغز شما را به تنظیم شدن تشویق می‌کند. این فرآیند به مغز شما اجازه می‌دهد الگوهای سالم‌تر را بدون تلاش آگاهانه یاد بگیرد و تقویت کند. جلسات معمولاً بسته به برنامه و اهداف شما بین ۳۰ تا ۶۰ دقیقه طول می‌کشد.

آنچه ممکن است در طول جلسات نوروفیدبک ( Neurofeedback ) و بعد از آن احساس کنید

بسیاری از افراد جلسات نوروفیدبک (neurofeedback) را آرامش‌بخش و لذت‌بخش می‌دانند و گاهی اوقات این تجربه را آرامش‌بخش یا حتی مراقبه توصیف می‌کنند. طبیعی است که بعد از چند جلسه اول، با تنظیم مغز، احساس تمرکز، تعادل یا حتی کمی خستگی بیشتری داشته باشید. نتایج نوروفیدبک (neurofeedback) به تدریج ایجاد می‌شوند. در حالی که برخی ممکن است متوجه مزایای فوری شوند، اکثر افراد پس از چندین جلسه، اغلب حدود ۱۰ تا ۲۰ جلسه، بهبودهای قابل توجهی را تجربه می‌کنند.

آمادگی برای اولین جلسه

برای بهره‌مندی هرچه بیشتر از اولین جلسه نوروفیدبک (neurofeedback)، بهتر است موارد زیر را رعایت کنید:

  • قبل از قرار ملاقات از مصرف کافئین یا مواد محرک خودداری کنید.
  • خواب شبانه خوبی داشته باشید.
  • لباس راحت بپوشید.
  • ذهن باز و نگرشی آرام داشته باشید.

نقش نوروفیدبک در مراقبت‌های پیشگیرانه سلامت روان

مراقبت‌ از سلامت روان به طور سنتی بر درمان علائم پس از بروز آنها متمرکز بوده‌اند، اما اگر بتوانیم رویکردی پیشگیرانه اتخاذ کنیم چه؟ هدف مراقبت‌های پیشگیرانه سلامت روان، تقویت تاب‌آوری مغز قبل از بروز مسائلی مانند اضطراب، افسردگی و زوال شناختی است.

آموزش نوروفیدبک ( Neurofeedback ) به عنوان ابزاری قدرتمند در این حوزه در حال ظهور است و به افراد کمک می‌کند تا عملکرد مغز را بهینه کرده و سلامت روانی بلندمدت خود را حفظ کنند.

تدوین و گردآوری: دنیا نهضت

آموزش نوروفیدبک ( Neurofeedback ) چیست؟

نوروفیدبک ( Neurofeedback ) یک تکنیک غیرتهاجمی است که فعالیت امواج مغزی را رصد می‌کند و بازخورد بلادرنگ را برای کمک به خودتنظیمی مغز ارائه می‌دهد. نوروفیدبک ( Neurofeedback ) با تقویت الگوهای عصبی سالم، وضوح ذهنی، ثبات عاطفی و عملکرد کلی مغز را افزایش می‌دهد. اغلب برای درمان بیماری‌های سلامت روان استفاده می‌شود، اما مزایای پیشگیرانه آن نیز به همان اندازه ارزشمند است.

چگونه نوروفیدبک ( Neurofeedback ) از سلامت روان پیشگیرانه پشتیبانی می‌کند ؟

  • افزایش تاب‌آوری عاطفی

بسیاری از مشکلات سلامت روان ناشی از واکنش بیش از حد به استرس یا تنظیم عاطفی ضعیف است. نوروفیدبک ( Neurofeedback ) با آموزش مغز برای پاسخ مؤثرتر به استرس کمک می‌کند و خطر اضطراب و افسردگی را قبل از بروز آنها کاهش می‌دهد.

  • بهبود عملکرد شناختی

کاهش توانمندی های شناختی، به ویژه با افزایش سن، نگرانی فزاینده‌ای است. نوروفیدبک ( Neurofeedback ) مسیرهای عصبی مرتبط با حافظه، تمرکز و یادگیری را تقویت می‌کند و آن را به ابزاری ارزشمند برای حفظ سلامت مغز و جلوگیری از اختلال شناختی تبدیل می‌کند.

  • کاهش تأثیر استرس

استرس مزمن می‌تواند بر سلامت روان و جسم تأثیر منفی بگذارد. نوروفیدبک ( Neurofeedback ) مغز را آموزش می‌دهد تا در حالت متعادل باقی بماند و از بروز مشکلات طولانی مدت مانند فرسودگی شغلی، بی‌خوابی و اختلالات خلقی ناشی از استرس جلوگیری کند.

  • کمک به تنظیم خواب

خواب نامناسب یک عامل خطر اصلی برای اختلالات سلامت روان است. نوروفیدبک ( Neurofeedback ) به تنظیم فعالیت امواج مغزی مرتبط با الگوهای خواب سالم کمک می‌کند و تضمین می‌کند که افراد استراحت ترمیمی لازم برای حفظ سلامت روان را دریافت می‌کنند.

  • بهینه‌سازی اوج عملکرد

چه ورزشکار، دانشجو یا حرفه‌ای باشید، نوروفیدبک ( Neurofeedback ) می‌تواند به افزایش تمرکز، افزایش بهره‌وری و بهبود تصمیم‌گیری کمک کند. با افزایش فعال عملکرد شناختی، افراد می‌توانند اوج عملکرد ذهنی خود را در طول زندگی حفظ کنند.

چه کسانی می‌توانند از نوروفیدبک ( Neurofeedback ) پیشگیرانه بهره‌مند شوند؟

نوروفیدبک ( Neurofeedback ) برای هر کسی که به دنبال بهینه‌سازی سلامت مغز خود است، مفید است، از جمله:

  • جوانانی که به دنبال مدیریت استرس، بهبود تمرکز و جلوگیری از اختلالات اضطرابی هستند.
  • متخصصان و دانشجویانی که قصد افزایش عملکرد شناختی و تاب‌آوری عاطفی را دارند.
  • ورزشکاران و اجراکنندگانی که به دنبال بهبود وضوح ذهنی و زمان واکنش هستند.
  • بزرگسالان مسن‌تر که علاقه‌مند به جلوگیری از زوال شناختی و از دست دادن حافظه هستند.
  • افرادی که سابقه خانوادگی بیماری‌های روانی دارند و می‌خواهند گام‌های پیشگیرانه‌ای در جهت پیشگیری بردارند.

چرا نوروفیدبک ( Neurofeedback ) را برای پیشگیری انتخاب کنیم؟

برخلاف دارو یا درمان‌های واکنشی، نوروفیدبک ( Neurofeedback ) یک رویکرد طبیعی و بدون دارو با مزایای طولانی مدت است. افراد با آموزش مغز برای عملکرد در بهترین حالت خود، می‌توانند تاب‌آوری ذهنی ایجاد کنند، خطر ابتلا به چالش‌های سلامت روان در آینده را کاهش دهند و از کیفیت زندگی بالاتری لذت ببرند.

چگونه آموزش امواج مغزی در نوروفیدبک، عملکرد شناختی را افزایش می‌دهد؟

عملکرد شناختی به طیف وسیعی از فرآیندهای ذهنی اشاره دارد که شامل توجه، حافظه، حل مسئله، تصمیم‌گیری و یادگیری می‌شود. با افزایش سن یا تجربه استرس، توانایی‌های شناختی ما گاهی اوقات کاهش می‌یابد. با این حال، تحقیقات نشان داده است که آموزش امواج مغزی می‌تواند با ارتقاء فعالیت سالم‌تر مغز، عملکرد شناختی را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

یکی از موثرترین تکنیک‌ها برای دستیابی به این هدف، آموزش نوروفیدبک (Neurofeedback ) است، نوعی آموزش امواج مغزی که به مغز می‌آموزد فعالیت خود را تنظیم کند.

تدوین و گردآوری: دنیا نهضت- روانشناس

درک امواج مغزی و نقش آنها در عملکرد شناختی

هنگامی که الگوهای امواج مغزی متعادل هستند، عملکرد شناختی بهینه می‌شود. با این حال، اگر این الگوها نامتعادل شوند – مانند فعالیت بیش از حد بتا یا امواج آلفای ناکافی – عملکرد شناختی ممکن است کاهش یابد. هدف آموزش امواج مغزی بازگرداندن این الگوهای امواج مغزی به حالت سالم و متعادل است که منجر به بهبود توانایی‌های شناختی می‌شود.

نحوه عملکرد آموزش امواج مغزی در نوروفیدبک (Neurofeedback )

در طول یک جلسه نوروفیدبک (Neurofeedback )، الکترودهایی روی پوست سر قرار می‌گیرند تا فعالیت الکتریکی مغز را اندازه‌گیری کنند. سپس اطلاعات از طریق نشانه‌های بصری یا شنیداری به فرد بازخورد داده می‌شود. هنگامی که مغز امواج مغزی مطلوب (مانند امواج آلفا یا بتا) تولید می‌کند، تقویت مثبت داده می‌شود. هنگامی که الگوهای نامطلوب رخ می‌دهند، سیگنال‌های بازخورد، مغز را به تنظیم تشویق می‌کنند و بدین ترتیب از طریق جلسات مکرر، مغز یاد می‌گیرد که الگوهای بهینه امواج مغزی را تولید کند که می‌تواند جنبه‌های مختلف عملکرد شناختی را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

تقویت توانایی‌های شناختی خاص با نوروفیدبک از جمله :

  • بهبود توجه و تمرکز

یکی از مزایای اصلی آموزش امواج مغزی، توانایی آن در افزایش تمرکز و توجه است. آموزش نوروفیدبک (Neurofeedback ) با افزایش امواج بتا (که با تمرکز مرتبط هستند)، به افراد کمک می‌کند تا در طول انجام وظایف، توجه پایدار خود را حفظ کنند. چه برای کار، مطالعه یا فعالیت‌های روزانه، افراد می‌توانند مغز خود را برای بهبود وضوح ذهنی و کاهش حواس‌پرتی آموزش دهند.

  • تقویت حافظه و یادگیری

آموزش نوروفیدبک (Neurofeedback ) همچنین می‌تواند به بهبود حافظه کوتاه مدت و بلند مدت کمک کند. نوروفیدبک (Neurofeedback ) با ارتقای الگوهای متعادل امواج مغزی، به ویژه از طریق افزایش امواج آلفا (که به آرامش و پردازش کمک می‌کنند)، به مغز اجازه می‌دهد تا در حفظ حافظه مؤثرتر عمل کند. با آموزش منظم، افراد ممکن است متوجه بهبود توانایی در به خاطر سپردن اطلاعات، یادگیری مهارت‌های جدید و به یاد آوردن جزئیات در صورت نیاز شوند.

  • حل مسئله و تصمیم‌گیری بهبود یافته

امواج مغزی با فرکانس بالاتر، به ویژه امواج گاما، با پردازش شناختی و حل مسئله مرتبط هستند. آموزش امواج مغزی که فعالیت موج گاما را هدف قرار می‌دهد، می‌تواند به افزایش تفکر خلاق، استدلال تحلیلی و مهارت‌های تصمیم‌گیری کمک کند. افرادی که در آموزش امواج مغزی شرکت می‌کنند، ممکن است خود را در مواجهه با مشکلات با وضوح بیشتر و یافتن راه‌حل‌های مؤثرتر بیابند.

  • کاهش خستگی ذهنی و استرس

خستگی ذهنی و استرس مزمن می‌توانند با ایجاد اختلال در فعالیت امواج مغزی، مانع عملکرد شناختی شوند. آموزش امواج مغزی می‌تواند با ارتقای آرامش از طریق امواج آلفا و تتا به کاهش اثرات استرس کمک کند. این اثر آرامش‌بخش به مغز اجازه می‌دهد تا از خستگی ذهنی بهبود یابد و در نتیجه عملکرد شناختی را به مرور زمان بهبود بخشد.

  • تأثیر بلندمدت آموزش امواج مغزی بر سلامت شناختی

یکی از قابل توجه‌ترین جنبه‌های آموزش امواج مغزی این است که مزایای آن فراتر از عملکرد کوتاه‌مدت است. با آموزش مداوم، مغز می‌تواند به پیشرفت‌های شناختی بلندمدت دست یابد. همانطور که مغز یاد می‌گیرد فعالیت خود را تنظیم کند، افراد اغلب افزایش تاب‌آوری ذهنی، تعادل عاطفی بیشتر و سلامت کلی مغز را تجربه می‌کنند. در درازمدت، این می‌تواند از زوال شناختی مرتبط با سن و مشکلات سلامت روان مانند اضطراب و افسردگی محافظت کند.