وسواس را به عنوان غرایزی برای بقا در نظر بگیرید که به خطا رفتهاند. به طور کلی، غرایز ما سبب میشود که در بسیاری از موارد، ما بدون نیاز به یادگیری، خطرات را بشناسیم.

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی
در وسواس، مکانیزم هشدار مغز، در شرایط عدم وجود تهدید هم، واقعی عمل میکند. در واقع، فردی که با وسواس دست و پنجه نرم میکند، احساس واقعی تهدید را تجربه میکند. چنین فردی برای کاهش حس پشیمانی مربوط به احتمال نادیده گرفتن تهدید، هر هشداری را، برای اطمینان، جدی میگیرد. در نتیجه رفتارهای اجباریای را انجام میدهد که اضطراب خود را کاهش دهد (مانند شستن، نظم، اطمینان جویی، شمردن، کنشهای ذهنی، تایید خواهی و …).
بهداشت و نظافت، یک غریزه طبیعی است که اگر به خطا برود، به وسواسهای آلودگی-شستن و تمیز کردن تبدیل میشوند.آینده نگری نیز، یک غریزه طبیعی است که در صورت به خطا رفتن، به احتکار تبدیل میشود.اضطراب و ترس وجودی ناشی از ابهامات پیرامون مرگ و جهان پس از آن، قابل پیش بینی نبودن حوادث، نیاز به داشتن کنترل و … نیز، همه از جمله غرایز طبیعی ما هستند که اگر به خطا بروند، خرافات، انجام اعمال افراطی، نظم و برنامههای افراط گونه را به وجود میآورند.
در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، هدف حذف فکر وسواسی نیست؛ بلکه تغییر رابطه با آن است. یادگیری اینکه میتوان صداهای درون ذهن را شنید، آنها را تشخیص داد، اما رفتارهای ما را کنترل نکنند. همین فاصلهگیری، راه را برای پذیرشِ اضطراب باز میکند تا فرد بتواند پاسخهای اجباری خود را که معمولا برای کاهش اضطراب انجام میدهد، متوقف سازد.