پیشینه زیستی-عصبی اختلال شخصیت مرزی در نوجوانان

تا سال‌ها اختلال شخصیت مرزی (BPD) بیشتر به‌عنوان یک مشکل رفتاری یا بین‌فردی شناخته می‌شد؛ یعنی اختلالی که خودش را در روابط ناپایدار، احساسات شدید و رفتارهای تکانشی نشان می‌دهد اما براساس آخرین مطالعات انجام شده ماجرا فقط به رفتار ختم نمی‌شود. مغز هم در این میان نقش مهمی دارد، مخصوصاً در دوران نوجوانی که مغز هنوز در حال رشد و شکل‌گیری است. اختلال شخصیت مرزی فقط مجموعه‌ای از رفتارهای آموخته‌شده نیست، بلکه با نحوه رشد و عملکرد برخی بخش‌های مغز هم ارتباط دارد. یعنی ترکیبی از عوامل زیستی و محیطی در کنار هم این الگو را شکل می‌دهند.

پیشینه زیستی-عصبی اختلال شخصیت مرزی در نوجوانان

نوجوانی یکی از مهم‌ترین مراحل رشد مغز است. در این دوره، بخش‌هایی از مغز که مسئول تنظیم احساسات، شکل‌گیری هویت و درک روابط اجتماعی هستند هنوز کاملاً بالغ نشده‌اند.

براساس مطالعات تصویربرداری مغزی نوجوانانی که برای اولین بار تشخیص اختلال شخصیت مرزی (BPD) دریافت می‌کنند، در برخی از بخش‌های مغزی تفاوت‌هایی نسبت به همسالان خود دارند. این تفاوت‌ها به‌ویژه در قسمت‌هایی دیده می‌شود که به «درک خود» و «درک دیگران» مربوط هستند. این یعنی برخی از ویژگی‌های اختلال شخصیت مرزی (BPD) ممکن است ریشه در نحوه کار کردن مغز داشته باشند، نه فقط در شیوه تربیت یا تجربه‌های زندگی.

برای اینکه بتوانیم هویت پایدار و روابط سالمی داشته باشیم، باید بتوانیم احساسات و افکار خودمان را بشناسیم، نیت‌ها و احساسات دیگران را درست تفسیر کنیم که درواقع این مسئله به معنای «درک خود» و «درک دیگران» می باشد. در نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD)، بخش‌هایی از مغز که هنگام فکر کردن به خود فعال می‌شوند، فعالیت کمتری دارند. همچنین وقتی این نوجوانان درباره دیگران فکر می‌کنند یا بازخورد اجتماعی دریافت می‌کنند، الگوی فعالیت مغزشان متفاوت است. این تفاوت‌ها توضیح می دهد که چرا برخی از نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) تصویر ناپایداری از خودشان دارند، سریع‌تر احساس طرد شدن می‌کنند، نیت دیگران را تهدیدکننده‌تر تفسیر می‌کنند. برای مثال، اگر دوستی دیر جواب پیام را بدهد، بسیاری از نوجوانان ممکن است فکر کنند «شاید سرش شلوغ است» اما نوجوانی با اختلال شخصیت مرزی (BPD) ممکن است سریع‌تر به این نتیجه برسد که «او دیگر مرا دوست ندارد».

مغز ما از شبکه‌هایی تشکیل شده که با هم کار می‌کنند. یکی از این شبکه‌ها زمانی فعال می‌شود که ما به خودمان فکر می‌کنیم، خاطرات شخصی را مرور می‌کنیم یا درباره روابطمان تأمل می‌کنیم.

در نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD)، این شبکه‌ها ممکن است کمی متفاوت عمل کنند یا ارتباطشان با بخش‌های تنظیم‌کننده احساسات ضعیف‌تر باشد. نتیجه این می شود که

احساسات شدیدتر و سریع‌تر بالا می‌آیند، آرام شدن سخت‌تر می‌شود، هویت فرد ممکن است ناپایدارتر باشد، روابط دچار نوسان شدید بین وابستگی و فاصله گرفتن شود. مهم است بدانیم این واکنش‌ها صرفاً «لجبازی» یا «بیش‌واکنشی» نیستند؛ بلکه می‌توانند با نحوه کار کردن مغز در ارتباط باشند.

گاهی تصور می‌شود مشکلات نوجوانی گذراست اما در مورد اختلال شخصیت مرزی، توجه و مداخله زودهنگام اهمیت زیادی دارد. نکته امیدوارکننده این است که مغز در نوجوانی انعطاف‌پذیرتر است. یعنی درمان‌های روان‌شناختی می‌توانند هم‌راستا با رشد مغز عمل کنند و به تنظیم بهتر احساسات، تثبیت هویت و بهبود روابط کمک کنند.

درک این جنبه عصبی همچنین به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا برخی تغییرات رفتاری به‌ظاهر ساده، برای فرد مبتلا بسیار دشوار هستند؛ زیرا مسئله فقط «تصمیم گرفتن» نیست، بلکه به شیوه عمیق‌تری از پردازش در مغز مربوط می‌شود.اختلال شخصیت مرزی در نوجوانان را نباید صرفاً یک مشکل رفتاری یا مرحله‌ای گذرا دانست. بلکه این اختلال با نحوه رشد و عملکرد برخی شبکه‌های مغزی مرتبط است، شبکه‌هایی که مسئول درک خود، درک دیگران و تنظیم احساسات هستند. این نگاه جدید کمک می‌کند به جای قضاوت، با درک و حمایت بیشتری به نوجوانان مبتلا نگاه کنیم و اهمیت درمان به‌موقع را جدی بگیریم.